Oct 10, 2007

برای حامد، به بهانه یک لیوان چای داغش

دارم برای مدت کوتاهی می روم سفر. این چند روز در تدارک مقدمات بودم و بستن بار سفر و ... اینجا را ساخته ام برای دوست عزیزی که باورش دارم. می خواستم روی هر مطلبی که می نویسد، اگر وقت و کار و بدو بدو امان دهد، چیزی بنگارم. نه به این خاطر که بفهمد خوانده می شود. که او را بسیار می خوانند. به این خاطر که دقیق تر بنویسد، عمیق تر و محکم تر. این را باید همان اول می گفتم. امروز قبل از رفتن این را نوشتم که بداند برمی گردم به زودی و ادامه خواهم داد؛ مطالعه دقیق تمام آن چه را که می نویسد و نوشتن، نوشتن، نوشتن... به آن چه که در مجال خوش یک لیوان چای داغ اندیشه می کند و می نگارد

Oct 7, 2007

ادعاهای صنعتگران 1

پیش از ورود به بحث
به نظرم "ادعا" کلمه مناسبی نیست... اگر معادل انگلیسی که در نظرت هست - و به نظرم باید باشد- ک ل ِ ی م است، "خواسته" ترجمه بهتر و دقیق تریست و در این مورد مناسبت بیشتری با بحث تو دارد
فعلاً به این یک نگاهی بینداز
بیا همین اول بحث، یک تعریف دقیق از صنعتگر در ایران بده
فکر می کنم قصه خیلی غم انگیزتر از اینها باشد... کاش این تنگ نظری ها که در صحبت های صنعتگران شنیده ای، تعمدی بود و از تحلیل و حساب و کتابی ناشی می شد

اقتصاد سیاسی تورم 5

حامد توی کامنت های پست قبلی نوشته
راستش هنوز هم نمی توانم با برداشتت موافق باشم. ببین فرض کن که من فعلا خیلی بنیادگرا می شوم و می گویم هیچ چیزی غیر از نقدینگی روی تورم اثر ندارد.نگاه به قول تو سیستمی از دید من یعنی بررسی این که چرا دینامیک سیستم اجازه نمی دهد "رشد نقدینگی" کنترل شود. این نگاه سیستمی هیچ چیزی راجع به رابطه تورم و بقیه متغیرها نمی گوید و تنها منشاء تورم را همان نقدینگی فرض می کند ولی مساله را یک لایه پایین برده و روی دینامیک تولید نقدینگی متمرکز می شود.آن توضیحی که راجع به منتقدین پول گرایان داده ای این را به من القاء می کند که برداشت متفاوتی از مفهوم روی کرد سیستمی داریم. من برداشتم این است که تو می گویی تغییرات نقدینگی متغیرهای دیگری را در سیستم به کار می اندازد و لذا خیلی راحت نمی شود با بالا و پایین بردن نقدینگی تورم را مدیریت کرد و باید به بقیه تاثیرات توجه کرد. اگر فرض کنیم که برداشت من از پیشنهاد تو درست باشد باید بگویم که حرف من آن نبوده است. البته معنی اش این نیست که مخالف حرف تو هستم. از دید من هم حرفت منطقی است ولی من اساسا به آن حیطه وارد نشده بودم.جمع بندی این که داریم راجع به دو سطح متفاوت (و البته در طول هم) از نگاه سیستمی حرف می زنیم. یکی نگاه سیستمی به دینامیک تولید تورم در جامعه و دیگری نگاه سیستمی به دینامیک تولید نقدینگی. من فقط روی دومی حرف زدم
حامد خان
حق با توست که برداشت ما از رویکرد سیستمی به قضیه متفاوت است... در این صورت به نظرم تو هنوز دینامیک ایجاد تورم رو توجیه نکرده، به تعبیر خودت، یک لایه پایین تر رفته ای و به نظر نمی رسد که در این سطح دوم، یعنی تحلیل دینامیک رشد نقدینگی هم قوی عمل کرده باشی. تحلیلت استخوانبندی ندارد و بیشتر به نُت هایی می ماند که در یک سمینار اقتصادی، پراکنده برداشته شده باشد. چندتا فکت را روی کاغذ آورده ای و خواننده را قانع نمی کنی... می شد خیلی محکم تر از این قضیه دفاع کرد

Oct 6, 2007

اقتصاد سیاسی تورم 4


از کامنت ها: حامد قدوسی گفته


فکر کنم برداشتت از سرمقاله ای که موضوع دعوا بود یک جا دقیق نیست. من به هیچ وجه نگفتم که "قضیه آن قدرها هم ساده نیست که با مهار دلیلی که وی (من) عمده پنداشته (می پندارم)، بتوان تورم را کنترل کرد "حرف من این بود که اتفاقا با مهار دلیلی که ارائه شده (نقدینگی) می توان تورم را کنترل کرد ولی نمی توان سیاست مداران را به سادگی نصحیت کرد که نقدینگی را کنترل کنید. به عبارت دیگر اگر جهان این قدر ساده بود که می شد با فشار یک دکمه نقدینگی را کنترل کرد به زعم من تورم هم کنترل می شد ولی سوال اصلی سرمقاله این بود که چرا فشردن این دکمه در عمل اتفاق نمی افتد (یعنی دکمه کارش را می کند) و چه مکانیسمی مانع فشردن آن می شود. این با برداشت تو تفاوت اساسی دارد


حامد

تو گفته ای نباید به خود نقدینگی-که به نظر تو دلیل اصلی تورم است- رویکرد دکمه ای داشت. این دقیقا همان چیزیست که تو توی سرمقاله ات بر آن اصرار داری و من کاملا این عقیده را می پذیرم. گفته ای که قضیه به این سادگی ها نیست که با مهار یک عامل -مقصودم از مهار، مهار تک بعدی آن و مهار با رویکرد دکمه ایست؛ می پذیرم که بد گفته ام- بتوان به تورم فایق آمد... این یعنی در نظر گرفتن تمام داینامیک های سیستمی که خروجی اش تورم است... (سیستمی که منتقدین مانتاریست ها در بعضی متون از آن به جعبه سیاه تعبیر کرده اند و مدعی شده اند که پول گراها از توضیح دقیق فرآیندی که در این جعبه روی می دهد قاصرند

ایده اصلی سرمقاله تو، به نظر من، بر خلاف آن چه که سرش دعواست، بیشتر رویکرد سیستمی داشتن به قضیه تورم است و تو اتفاقا بیش از آن که از رشد نقدینگی به عنوان بهانه تورم دفاع کنی، از این ایده به دفاع پرداخته ای. من فکر می کنم در این مورد برداشتم با آن چه تو منتقل کرده ای مغایرتی ندارد

اقتصاد سیاسی تورم 3

حامد
رندوم واک یک رویکرد به تورم نیست... در واقع همون طور که خودت بهتر می دونی فرضیه رندوم واک در اقتصاد رو یک اقتصاددان فرانسوی اولین بار برای بازار کالا و سهام ارایه داد (البته رندوم واک خیلی خیلی قبل با تئوری احتمالات متولد شده بود) ؛ به این معنی که روند قیمت اونها به اصطلاح "روند" بردار نیست و نمی شه برای دادن الگوی تغییرات اونها در آینده، از وضعیت فعلیشون کمک گرفت... (در همین مورد دو تا کتاب جنجالی چاپ شدن که این بحث رو بردن تو بازار وال استریت و اولی رندوم واک بودن کامل قیمت سهام رو ترویج می کرد و دومی سالها بعد از انتشار کتاب اول به بازار اومد و به افسانه رندوم واک بودن پایان داد و ادعا کرد که یک بخشی از تغییرات قیمت سهام رو می شه با تکنیک هایی پیش بینی کرد ...) و خب توی تئوری انتظارات منطقی می یان و از همین فرضیه برای توضیح خطاهای افراد در پیش بینی آینده، استفاده می کنند... در بررسی تورم، خیلی محدود از این مدل استفاده شده. آخریش به نظرم یه مقاله ای هست که می 2007 تو یه نشریه فاینانس چاپ شده... به زودی فول تکستش رو برات ایمیل می کنم. با این فرضیه و آزمون های معروفی که داره (مثلاً آزمون ای دی اف) تورم رو مورد بررسی قرار می دن که آیا روند بردار هست یا نه ... به این معنی که اگه جواب آزمون ها فرضیه رو اُکی کنه، تورم مورد بررسی، رندوم واک عمل می کنه... تا اون جایی که من می دونم تو بررسی هایی که از حیث فرضیه رندوم واک تو اقتصاد انجام شده، نهایتاً با آزمون های انجام شده ثابت شده که تورم های مورد بررسی، پیروی مدل رندوم واک نیستند و این یعنی دوباره بر می گردیم سر خونه اول و دعوا از نو شروع می شه. بذار مقاله رو برات بفرستم. اون وقت می شه روش بحث کرد

اقتصاد سیاسی تورم 2

حامد خان
دکتر مهدی تقوی که هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی است گویا، در نشریه اطلاعات سیاسی-اقتصادی شماره 137-138 سال هزار و سیصد و هفتاد و هفت مقاله ای دارد با عنوان "اثر نقدینگی بر تورم در ایران" که در این مقاله گفته که محاسبات اقتصادسنجی موجود در مقالاتی که به موضوع تورم و رابطه قوی آن با حجم نقدینگی تا امروز (یعنی همان سال 77) پرداخته اند، همه اشتباه بوده و ادعا کرده که روش های اقتصادسنجی جدید چیز دیگری می گویند... بعد با این روش های جدید آمده ثابت کرده که نه تنها رشد نقدینگی بر تورم اثری نداشته است، تغییرات تورم هیچ ارتباطی با تغییرات رشد نقدینگی ندارد! اگر توانستی گیرش بیاوری، نگاهی به آن بینداز. اگر هم نه که بگو برایت اسکن و ایمیلش کنم
اگر توانستی نگاهی به این کتاب بینداز
یک نگاهی به نامه معروف 364 اقتصاددان که سال 1981 به تایمز نوشتند، بینداز
این گزارش خوب را هم بخوان

Oct 4, 2007

اقتصاد سیاسی تورم 1


حامد قدوسی سرمقاله ای دارد در دنیای اقتصاد، به تاریخ 29 شهریور 1386 در اینجا اسماعیل صفرزاده هم نقدی دارد بر این
سرمقاله به تاریخ 11 مهر 1386 در اینجا بیایید این مقاله و نقد آن را خلاصه مرور کنیم

حامد قدوسی خرسند است از این که تلاش های اقتصاددانان موسوم به جریان اصلی در ایران در مورد ریشه یابی علمی تورم به بار نشسته است. همین جا، اسماعیل صفرزاده اولین انتقاد را به یادداشت قدوسی وارد کرده که برایم قدری عجیب آمد. حتماً اسماعیل صفرزاده که بيش از يك دهه در دانشگاه‌هاي ايران به تحصيل و تدريس اقتصاد مشغول است می داند که در ادبیات اقتصاد از دیدگاهی اقتصاددانان را به دو گروه تقسیم می کنند: اقتصاددانان هترودوکس و اقتصاددانان موسوم به جریان اصلی. جریان اصلی ها کسانی هستند که بر خلاف هترودوکس ها، مقید به یک مکتب یا رویکرد اقتصادی خاص نیستند. مثلاً هترودوکس ها پیروی اقتصاد تکاملی، اقتصاد سیاسی رادیکال، اقتصاد اوتیستی و ... هستند. هرچند جریان اصلی ها هم ممکن است به حوزه ای از یک رویکرد اقتصادی علاقمند باشند و به آن استناد کنند، اما عموماً التزام به مکتب خاصی ندارند. مقصود حامد از اقتصاددانان موسوم به جریان اصلی دقیقاً همین است که واضح است در ایران، با این تعریف، اقتصاددان جریان اصلی داریم

قدوسی همان ابتدای سرمقاله، اشتباه عجیبی می کند؛ وی افزایش نقدینگی به عنوان دلیل اصلی تورم را رویکردی علمی به تورم می داند و عواملی همچون «اثرات روانی»، «تزریق پول به موارد مصرفی» و «بی‌انصافی تولیدکنندگان» را در مقابل این رویکرد قرار می دهد و از آنها به رویکردهایی سنتی تر به مقوله تورم یاد می کند. نکته این که جاست که این موارد ابداً غیر علمی نیستند؛ بلکه صرفا رویکردهای "دیگر" اند. از سوی دیگر به نظر می رسد بر خلاف برداشت اسماعیل صفرزاده، منظور مؤلف از سنتی بودن آنها، تقدم زمانی نسبت به رویکردی که به عنوان رویکرد برتر معرف شده نیست؛ بلکه به عقیده مؤلف، ضعف آنها در توضیح پدیده تورم است. از سوی دیگر پررنگ کردن یک عامل - نقدینگی- و توجیه تورم با اتکا بر مکاتب پول گرا و در نظر نگرفتن عوامل دیگر - هرچند سنتی به زعم مؤلف- تا حدودی عجیب به نظر می رسد

صفرزاده پیرامون نقش هزینه های تولید مباحثی را مطرح نموده است. اگر مدل مثلثی تورم را در نظر آوریم، قدوسی و صفرزاده روی رأس های مختلفی از این مثلث قرار گرفته اند و دلیلی ندارد که قدوسی دیدگاه متکی به هزینه ها و عوامل تولید را در مورد تورم داشته باشد

قدوسی در سرمقاله اش، بسیار آشفته حرکت کرده . او در ابتدا خیلی صریح موضع خود نسبت به علت تورم را اعلام می کند و در ادامه اذعان می کند که قضیه آن قدرها هم ساده نیست که با مهار دلیلی که وی عمده پنداشته، بتوان تورم را کنترل کرد و در ادامه سرمقاله خود در تأیید این مطلب مثال هایی را می آورد و در این سرگردانی، پیشنهاد می دهد که مثلاً اگر ریشه تورم در شکاف هزینه‌ها و درآمدهای دولت باشد، دولت مي‌تواند با متوقف کردن «رشد» هزینه‌های سرانه به قیمت ثابت و تکیه بر افزایش درآمدهای دولت ناشی از رشد پایه مالیاتی، این شکاف را پر کرده و رشد نقدینگی و به تبع آن نرخ تورم را کنترل کند. این ایده میان آن چه که وی به عنوان گواه برای لزوم اتخاذ رویکردی سیستمیک به تورم ارایه می کند، بی آن که پرورش یابد رها می شود. هرچند بسیار خام، غیر علمی و در خلأ مطرح شده

من نمی دانم اسماعیل صفرزاده چرا در نقد خود این قدر غیر اصولی برخورد می کند. تا این جای قضیه، قبول که قدوسی اشتباه کرده در این که رویکردهای دیگر را غیر علمی یا سنتی نامیده؛ صفرزاده همان اول در این مورد اعتراض کرده. ولی من نمی دانم چه اصراری هست به این که ادامه دهد به این جدل بی حاصل. به نظر حامد دلیل اصلی تورم را باید در حجم نقدینگی سراغ گرفت و موارد دیگر را وی چندان قبول ندارد. خب این اشکالی ندارد. صفرزاده رویکرد جایگزینی ارایه دهد و در برابر اصرار حامد بر اثر نقدینگی در تورم، حرف دیگری بزند. جز این که با استناد به یکسری اشتباه "املایی" در سرمقاله بیهوده سر و صدا راه می اندازد. ضمن این که من نفهمیدم منظور صفرزاده از این که "به اميد اينكه روزي در تحليل پديده‌هاي اقتصادي از تعصبات گروهي و گرايش‌هاي فكري پرهیز کنیم" چه می تواند باشد. قاعدتاً اگر برای مثال من یک مانتاریست باشم، از گرایش های فکری و تعصبات گروهی مانتاریست ها در تحلیل پدیده های اقتصادی حمایت خواهم کرد دیگر

شاید خیلی نباید انتظار داشت یادداشتی که به عنوان سرمقاله یک روزنامه اقتصادی در ایران به چاپ می رسد، منطقی محکم و چارچوبی قوی داشته باشد. ولی آن چه بیش از مطالعه این یادداشت شتاب زده تأسف انگیز است، مطالعه نقدیست بر آن به قلم کسی که به گفته خودش بیش از یک دهه در دانشگاه های ایران به تحصیل و تدریس اقتصاد مشغول است